دوشنبه 29 اسفند1384
هفت سین قرآن
سلام علی نوح فی العالمین
سلام علی ابراهیم
سلام علی موسی و هارون
سلام علی المرسلین
سلام هی حتی مطلع الفجر
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
دوشنبه 29 اسفند1384
سال نو
یا مدبر و اللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
نوروز ۱۳۸۵ را به همه ی دوستان تبریک می گویم و
امیدوارم که سال خوبی همراه خانواده داشته باشید.
لطفا هنگام دعا کردن در سر سفره هفت سین مرا نیز
از یاد نبرید.
دوشنبه 29 اسفند1384
بهار
ذرات آفتاب
و ریشه های سرخ شناور
در دستهای من سبز می شوند
مهتاب نقره فام لب بام
گل کرد
در هوای بهاری
وقت نفس کشیدن باران است.
غلامحسین عمرانی
مژده بهار
زباغ مژده وصل بهار می شنوم
نوید سال نو از پیر پار می شنوم
به یاد ریزش باران و برف آذر و دی
غریو شادی از ابر بهار می شنوم
محیط طباطبایی
یکشنبه 28 اسفند1384
داروگ
در جوار کشت همسایه
گرچه می گویند((می گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران))
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومه ی تاریک من که ذره ای با آن نشاطی
نیست
و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می
ترکد
چون دل یاران که در هجران یاران
قاصد روزان ابری داروگ کی می رسد باران؟
داروگ: قورباغه درختی (دار + وگ ) به اعتقاد اهالی مازندران هرگاه داروگ بخواند
باران می بارد.
نیما یوشیج
یکشنبه 28 اسفند1384
کاری محبت آمیز برای یک دل شکسته
((مامان داری چه کار می کنی؟))
-دارم برای همسایه مون خانم اسمیت غذا درست می
کنم
-واسه چی؟
-برای اینکه خانم اسمیت دختر کوچلوشو از دست داده و
دلش شکسته و الان خیلی غمگینه. ما باید برای مدتی
از او مراقبت کنیم.
- چرا مامان؟
-سوزی!آدم ها وقتی خیلی خیلی غمگین هستند دیگه
نمی تونن کارهای کوچکی مثل غذا درست کردن رو
انجام بدن . خانم اسمیت همسایه ماست و ما همه مون
عضو یه خوانواده بزرگیم. برای همین لازمه که بهم کمک
کنیم. خانم اسمیت دیگه نمی تونه با دختر کوچلوش
حرف بزنه و یا اونو بغل کنه یا همه کارهای قشنگی که
مامانها و دخترها می تونن با هم انجام بدن را انجام بده.
سوزی !تو دختر باهوشی هستی و حتما یه راه حل
مناسبی برای کمک کردن به خانم اسمیت پیدا می
کنی.
سوزی سخت به فکر فرو رفت .چند لحظه بعد در خانه
خانم اسمیت را زد . بعد از چند لحظه خانم اسمیت در
باز کرد و جواب سلام سوزی را داد.
-سلام سوزی!
سوزی متوجه شد که در لحن خانم اسمیت آن حالت
شاد و موسیقی مانند همیشگی وجود نداره.انگار
ساعت ها گریه کرده بود چون چشمهایش نیز خیس و
متورم بودند.
خانم اسمیت پرسید ((سوزی چه کاری می تونم برات
بکنم؟))
سوزی با خجالت دستش را دراز کرد و یک چسب زخم
به خانم اسمیت داد گفت :((مامانم می گه دخترتونو از
دست دادین و قلبتون شکسته اینو واسه قلب شکسته
تون آوردم.))
خانم اسمیت برای چند لحظه نفسش بند اومد و سعی
کرد جلوی بغضش را بگیرد . زانو زد و سوزی را در آغوش
گرفت و در حالی که اشک چشمهایش را پر کرده بود
گفت:(( متشکرم عزیزم! می دانم که حیلی کمکم می
کنه.))
خانم اسمیت چسب زخم سوزی را کنار تابلوی عکس
دخترش چسباند تا هر وقت که اختیارش را از دست داد
به یاد دختر کوچولویی بیفتد که به فکر قلب شکسته او و
پیدا کردن راه حلی برای ترمیم آن بود. او می دانست که
برای ترمیم قلب شکسته اش به زمان نیاز داره ولی حالا
دیگر بهتر می توانست اندوه خاطرات روزهای شاد و
عاشقانه ای را که با دخترش سپری کرده بود تحمل کند.
ملادی مک کارتی/ترجمه: پروین قائمی
یکشنبه 28 اسفند1384
سفر به خیر
گون از نسیم پرسید
((دل من گرفته زاین جا
هوس سفر نداری
زغبار این بیابان؟))
((همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم...))
((به کجا چنین شتابان؟))
((به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم))
((سفرت به خیر اما تو و دوستی خدا را
چون از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
ترسان سلام ما را))
دکتر شفیعی کدکنی
جمعه 26 اسفند1384
20 روش برای آرامش
٢
٣
٤- با تلفن کردن به يک دوست قديمي، او را
غافلگير کنيد.
٥- هديههايي که گرفتهايد را بيرون بياوريد و تماشا
کنيد. شايد برايتان قابل استفاده باشند.
٦- دعا کنيد.
٨- هر از گاهي نفس عميق بکشيد.
٩- لذت عطسه کردن را حس کنيد.
١٠- قدر اين که پايتان نشکسته است را بدانيد.
١١- زير دوش آواز بخوانيد.
١٢- با بقيه فرق داشته باشيد.
١٣- کفشهايتان را عوضي پايتان کنيد و به خودتان
بخنديد.
١٥- با حيوانات بازي کنيد.
١٦- کارهاي برنامهريزي نشده انجام دهيد. براي
انجام آن
در همين آخر هفته برنامهريزي کنيد!
١٧- براي کاري برنامهريزي کنيد و آن را درست
طبق
برنامه انجام دهيد. البته کار مشکلي است!
١٩- دستان خود را در آسمان تکان دهيد.
٢٠- در حوض يا استخري که ماهي دارد شنا کنيد،
کنار
آنها.

