|
|
|
زندگی در شهر آرزوها |
|
چند ثانیه لبخند چند ثانیه گریه و یک ماه گذشت...... یک لحظه شادی یک لحظه غم یک لحظه لذت و یک سال گذشت...... تکرار،تکرار،تکرار،تکرار...... و یک عمر گذشت. تا به کی اینگونه خواهم رفت؟؟؟؟ باید برخیزم و تکرار را نابود کنم تا شاید این عمر به همین سادگی ها نگذرد. باید برخیزم و خود را نجات دهم باید برخیزم.
+
نوشته شده در پنجشنبه 20 اردیبهشت1386ساعت 20:15 توسط امید.ش.ض
|
|
تحقق بخشیدن به افسانه ی شخصی یگانه وظیفه آدمیان است. همه چیز تنها یک چیز است و هنگامی که آرزوی چیزی را داری سراسر کیهان همدست می شود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی.
به شهر آرزوها خوش اومدین.