|
|
|
زندگی در شهر آرزوها |
|
تا حالا به آسمان آبی، خورشید فروزان، ستارگان چشمک زن و ماه بی همتا نگریسته ای؟ تا حالا کوه های سر به فلک کشیده، دریاهای بی انتها، کویرهای پهناور و جنگل های سرسبز را مشاهده کرده ای؟ تعویض لباس درختان را در چهار فصل چطور، آن را تا حالا دیده ای؟ شده از عطر گل های رنگارنگ سرمست شوی؟ شده با حیوانات زیبا بازی کنی ؟ شده در زیر بارانهای بهاری بدون چتر قدم بزنی؟ و خودت را ای انسان چی، تا کنون موشکافانه بررسی نموده ای؟ می دانم که تا کنون هیچ کدام از این کارها را نکرده ای. اینها همه نشانه ای از یزدان پاک هستند و بس. و تو و من چه ساده لوحانه به دنبال نشانی از او می گردیم. و می گوییم: ((پس کو این نشانه؟))
+
نوشته شده در دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 19:17 توسط امید.ش.ض
|
|
تحقق بخشیدن به افسانه ی شخصی یگانه وظیفه آدمیان است. همه چیز تنها یک چیز است و هنگامی که آرزوی چیزی را داری سراسر کیهان همدست می شود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی.
به شهر آرزوها خوش اومدین.