شهر آرزوها
زندگی در شهر آرزوها
پنجشنبه 29 شهریور1386
فاصله ها
خسته ام
باید بروم
ساکم را جمع می کنم
و می روم
به فاصله ها
به خانه تنهاییم
و محبت را، مهربانی را، عشق را
در پشت فاصله ها پنهان می کنم
انگار آنها نیز خسته اند
و محتاج استراحت
پ.ن
یادمه بارها فاصله خستگی را از تن آنها ربوده
این بار نیز شاید این لطف را در حقم بکند
....
به دست خط امید.ش.ض
در 17:55 | لينک ثابت
•


