تبليغاتX
* تو اگر در طپش باغ خدا را دیدی همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است * شهر آرزوها

یکشنبه 6 آبان1386

گورکن

 

 دلم گرفته
اما نمی دونم چرا اینبار درست نمی تونم احساسمو بروی کاغذ بیارم راستش....
اصلا ولش، بگذریم
....

                                                       

***

 

می خواستم در این پستم یک پیام تبلیغاتی برای جوانان جوینده کار بزارم تا در راستای تلاش دولت برای کاهش نرخ آمار بیکاری بعد از یک رقمی کردن آن، بنده با این پیشنهاد کارم ، آن را به صفر برسونم.
پیشنهادم به جوانان جویای کار این بود که بروند و شغل گورکنی رو یاد بگیرند آخه حسابی اطرافم رو بوی تعفن فرا گرفته و داره خفه ام می کنه .
اینقدر مرده این اطراف جمع شده که اگر همه جوانان جویای کار هم گورکنی رو یاد بگیرند باز هم نیروی کار کم می آوریم و مجبوریم از کشورهای دیگر نیرو وارد کنیم!!!!!
اما اگه راستش رو بخواین،ترسیدم این گورکن ها خودم رو نیز دفن کنند آخه اونجور که بوش می آد انگار منم مردم. بخاطر همین قید این پیام تبلیغاتی و کمک به دولت رو زدم.
و مجبورم با عرض معذرت ازتمام جویندگان کار، اعلام کنم که همچنان منتظر اقدام دولت در جهت....

                                                           

***

 

در زندگیم تا حالا آدمهای زیادی اومدند و بهم کمک کردند، می اومدن، کمک می کردن و می رفتن و من این وسط گاهی چنان بهشون امید می بستم که یادم می رفت اونها واسطه و فرستاده ای بیش نیستند و کمک کننده واقعی کس دیگه ایست.
اما خدا با این وضع هیچ وقت دست از کمک هایش به من برنداشت.
اینبار می خوام یه درخواست از خدای خودم کنم البته می دونم گاهی اوقات گناهایی می کنم که ازم دلخور میشه حتی خودم هم بعد از این گناها دوست دارم گلوم رو بگیرم و چنان فشار بدم که خفه شم.
 

اما خدایا تو تنها کسی هستی که تا حالا تنهام نذاشتی بخاطر این گناهانم منو ببخش و ازت خواهش می کنم که هیچوقت باهام قهر نکن حتی در اوج گناهانم،
                

                                           که من جز تو کس دیگه ای رو ندارم.

 

پ.ن

با عرض معذرت از دوستان چون این پست رو بدون ویرایش در وبلاگم قرار دادم از نظر جمله بندی و کلمات دارای ایرادهایی هست که دوستان به لطف خودشون منو ببخشن.

 


 

به دست خط امید.ش.ض در 0:3 |  لينک ثابت   •