|
|
|
زندگی در شهر آرزوها |
|
خسته ام باید بروم ساکم را جمع می کنم و می روم به فاصله ها به خانه تنهاییم و محبت را، مهربانی را، عشق را در پشت فاصله ها پنهان می کنم انگار آنها نیز خسته اند و محتاج استراحت پ.ن یادمه بارها فاصله خستگی را از تن آنها ربوده این بار نیز شاید این لطف را در حقم بکند ....
+
نوشته شده در پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 17:55 توسط امید.ش.ض
|
|
تحقق بخشیدن به افسانه ی شخصی یگانه وظیفه آدمیان است. همه چیز تنها یک چیز است و هنگامی که آرزوی چیزی را داری سراسر کیهان همدست می شود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی.
به شهر آرزوها خوش اومدین.